سنجش هوش


سنجش هوش کودک

تفاوتهاي فردي دانش آموزان از نظر ویژگیهاي شناختی، هیجانی و دیگر ویژگی ها ي شخصیتی همواره براي معلمان مسئله اي جدي بوده است. به همین دلیل سنجش هوش وازاستعداد از دیرباز مورد توجه روانشناسان قرار گر فته است.                                                فرانسیس گالتن(۱۸۸۳) نخستین کسانی است که با روش علمی به مطالعه تفاوتهاي فردي پرداخت و روشها ي آماري مانند همبستگی را در سنجش ویژگیهاي روانی به کار بست.

آزمونهاي هوش سنتی بیشتر توانایی کلامی، روابط میان مفاهیم کلامی و تفکر ریاضی- منطقی را اندازه می گیرند و مهارتهایی مانند تجزیه و تحلیل اطلاعات جدید، حل مسائل نوین، خلاقیت و تفکر انتقادي را نمی سنجند و به گفته ویگوتسکی ، درباره ي گستره رشد بالقوه اطلاعات چندانی به دست نمی دهند(گاردنر ،۲۰۰۴)
نظریه گاردنر درباره هوش چندگانه دی دگاه سنتی هوش و توانایی هاي ذهنی را درزمینه تعلیم و تربیت و علوم شناختی دگرگون ساخته و روشها و برنامه هاي آموزشی راتحت تأثیر قرار داده است.


گاردنر هفت نوع هوش را اندازه گیري کرد که البته مدتی بعد او و دیگر نظریه پردازان، هوش هاي دیگر را که شامل هوش طبیعی ، هوش هستی شناسی و هوش معنوي می شود را نیز پیشنهاد دادند.

۱-هوش زبانی: این نوع هوش از جمله در شاعران، وکلا، روزنامه نگاران و رمان نویسان از برجستگی خاص برخوردار است.

۲-هوش منطقی _ ریاضی : این نوعد هوش در علماي منطق، دانشمندان علوم تجربی و ریاضی دانان از برجستگی خاص برخوردار است.

۳- هوش موسیقایی یا ریتمیک: این نوع هوش از جمله در موسیقی دانان و نوازندگان برجستگی خاص دارد.

۴-هوش فضایی : این نوع هوش از جمله در نقاشان، معماران، شطرنج بازان، خلبانان، دریانوردان و جراحان از برجستگی خاص برخوردار است.

۵-هوش حرکتی _ جنبشی : این نوع هوش از جمله در ورزشکاران، رقاصان، هنرپیشگان و جراحان از برجستگی خاص برخوردار است.

۶-هوش میان فردی: این هوش از جمله در معلمان، درمانگران، فروشندگان و سیاستمداران از برجستگی خاص برخوردار است.

۷-هوش درون فردي: که ناظر بر شناخت دقیق فرد از خویشتن علایق، تمایلات ضعف ها، قوت ها، و دل مشغولی هااست و فرد برخوردار از این نوع هوش اصطلاحاً داراي قدرت برقراري ارتباط با خویشتن است. 

        
بر اساس پژوهشی که اویلاو همکاران (۱۹۹۹) درباره ي دانشآموز انی که در یادگیري مهارت ها و هنرهاي زبان مشکل داشتند، انجام داده اند، با استفاده از راهبردهاي آموزشی مبتنی بر نظریه گاردنر می توان پیشرفت تحصیلی آن دانش آموزان یا کودکان را افزایش دادند ، پژوهش هاي انجام شده درباره ي غلبه جانبی مغز نظریه هوش چندگانه گاردنر را تأیید می کند.                                                        

 

حرف پایانی

در مجموع با توجه به نتایج بدست آمده و در نظر گرفتن محدودیت هاي پژوهشی می توان نتیجه گرفت که در استفاده از آزمونها ي هوشی مرسوم که کم و بیش هم در جامعه ي ما عمومیت دارند، می بایست جانب احتیاط را رعایت نمود و در قطعیت نتایج این آزمونها در تعیین توان هوشی کودکان اصرار نورزیده و سایر توانایی ها و نیز سایر روشهاي ارزیابی را نیز لحاظ نمود.

جلسات روانشناسی با والدینمطالب علمی

آزموناصفهانبهترینپیش دبستانیتست هوشسنجشکودکگاردنرمهدهفت گانههوش

2 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *